تبليغاتX
صديقين
منوی اصلی
نویسندگان سایت
موضوعات
برچسب‌ها
لینک دوستان
آرشیو سایت
كد لوگوي ما
خبرنامه وبلاگ
رتبه در گوگل
    Google PageRank Checker Powered by  MyPagerank.Net

معاون رفاه تعاون وزارت کار
شهید شاهد ‚ مهندس غلامعلی معتمدی به سال ۱۳۲۷ هجری شمسی در شهر شیراز در میان خانواده ای آشنا بــا فرهنگ و معارف اسلامی دیده به جهان گشود . او نوه دختری آیت الله سید عبدالحسین آیت اللهی است .
اودر تمام دوران تحصیل نمونه کامل یک شارگرد کوشا و با هوش بود . چهار سال از دوران تحصیل ابتدائــــی را در شسراز گذراند و دو سال آخر را در دبستان رازی تهران و در تمام این مدت شاگرد ممتاز و نمونه ای بود . بطوریکـه در سال ششم ابتدایی در امتحانات نهایی با معدل بیست گواهی پایان تحصیلات ابتدایی را گرفت و دبستان را بپایان رسانید

شهید سیدمحمد پاک نژاد فرزند سید ابوالقاسم در سال ۱۳۱۸ در یزد و در خانواده ای نسبتا روحانی بدنیا آمد. اجداد او همه از روحانیون و علماء طراز اول شهر یزد بودند و ایشان با زمینه ای که در رابطه با مسائل مذهبی داشتند در همان اوان زندگی به مطالعه مباحث اسلامی پرداختند و همگام با تحصیلات، کنکاش عمیقی خصوصا در ارتباط با قرآن می نمودند

کردستان بودیم، منطقه عملیاتی کربلای 10، زمین از برف سفید پوش شده بود و هوا سرد.داخل چادر زندگی می کردیم و چادر ها برای در امان ماندن از دید دشمن (کوموله و دمکرات، عراقی ها، مزدوران محلی) در شکاف و دامنه های ارتفاعات زده شده بود، روی چادر ها چند لایه پلاستیک کشیده بودیم تا هم از گزند سرما در امان باشیم و هم آب باران و برف به داخل چادر نفوذ نکند، کف چادر هم چند لایه پلاسیتک کشیده بودیم تا هم پایمان یخ نزند و هم آب باران از زیر آن عبور کند، بعضی شب ها به خوبی عبور آب را زیر پا هامون احساس می کردیم. کار به جایی رسید که شیب داخل چادر رو به سمت وسط چادر درست کردیم طوری که یه جوی کوچک از وسط چادر می گذشت، چراغ والر رو روشن می کردیم و کنار جوی داخل چادر می نشستیم و دلمون رو روانه زاینده رود اصفهان می کردیم.

بعد از آزاد سازی خرمشهر، معمولا وقتی دلمان می گفت در شهر قدم می زدیم و می رفتیم سمت مسجد جامع، البته بعضی وقت ها هم با بچه ها می رفتیم لب شط.

یکی از روزها که داشتم می رفتم سمت مسجد جامع، دیدم بنده خدایی مشغول کشیدن نقاشی روی دیوار جنب مسجد است. جلوتر رفتم، دیدم بهروز مرادی است، تعجب کردم و پرسیدم «اینجا چه کار می کنی؟» گفت: «نقاشی می کشم، نقاشی ام قشنگه یا نه؟» تعدادی نخل های بی سر را کشیده بود که بعضی از آنها در حال سوختن بود، 


برچسب‌ها: شهدا, اسلام, جهاد, ایران, افزایش امار, شهیدان, بلاگفا, راسخون, فیس بوک, اینترنت, دانلود بازی, دانلود فیلم, دانلود مداحی, دانلود مداحی کریمی, دانلود مداحی حقدم, دانلود مداحی سلحشور, دانلو

«الهام،از علم به غیب جداست،اشتباه نشود.الهام باید با توسل به ائمه و با خلوص کامل باشد.اگر تقوا نداشته باشیم،الهامات اکثرا کاذب است.الهام یعنی  بدون اینکه کسی را ببینی،مسئله ای در دلت راه بیاید یا راهی یا نکته ای را برایت مشخص  و روشن کنند که فقط در محدوده ی همتان مسئله است.

شهادت هدف نیست،هدف خدمت به اسلام،هدف پیروزی نهایی،هدف نجات کربلا و قدس است ان شاءالله  و اگر در این مسیر به فیض شهادت نائل آییم به حق محمد و آلش،به حق مادرم زهرا(س)،راضی هستیم به رضای خدا.

یک بار در زیارت عاشورا،حس کردم از سوی آقا امام حسین(ع) الهام شد که «بیا»،یک بار دیگر در دعای توسل الهامی شد و شب جمعه 27/12/61 نیز در دعای کمیل با شدت بیشتر.صبح همان روز که در دعای ندبه،از مادرم حضرت زهرا(س) خواستم که من را نزد خود ببرد،ایشان الهام فرمودند:«می بریمت انشاءالله.» همه ی الهامات به این صورت،در دعاهای جمعی و در نماز خانه بود.»

شهید سید محمد رضا ناصریان در 24 فروردین سال 1362شربت شهادت را نوش جان کرد و به مادرش حضرت زهرا(س)پیوست.

وزير راه و ترابري

شهيد مهندس موسي كلانتري وزير راه وترابري در سال 1327 در مرند متولد گرديد ‚ وي تحصيلات ابتدائــــــي و متوسطه را در همان شهر به پايان رسانيد و ديپلم خود را از دبيرستان خوارزمي تهران گرفت 000

 موسي كلانتري در سال 1345 وارد رشته راه و ساختمان دانشكده پلي تكنيك تهران شد و سپس به اخذ درجه فوق ليسانس در اين رشته نائل گشت . وي در دوران تحصيلات دانشگاهي از اعضاي فعال انجمن اسلامي دانشكده پلــي تكنيك بود . موسي كلانتري پس از انجام خدمت سربازي در كار گاههاي راهسازي در شهرهاي مختلف بكار مشغول شد و سپس با گسترش مبارزات مردم در سال 1357 كار خود را رها كرد و در عمليات مسلحانه عليه رژيم شركــت كرد و پس از پيروزي انقلاب به عنوان پاسدار در كميته ها به حراست از انقلاب اسلامي پرداخت 000

حسين علم الهدي در بيستم شهريور ماه 1338 در يك خانواده روحاني بدنيا آمد. وي در 6 سالگي به آموزش قرآن پرداخت . در 11 سالگي با تشكيل كتابخانه و جلسات سخنراني ، جلسات تدرس در قرآن مبارزه با استبداد محمدرضا شاه را آغاز كرد.وي در همان اوان مبارزه با استبداد محمد رضا شاهي را آغاز كرد. در 14 سالگي در هنگام نمايش سيرك مصري در اهواز كه در آن رقاصه‍ هاي مصري براي تخدير افكار وبه فساد كشيدن مردم ما شركت داشتند، لانه فساد آنها را بطوريكه به هیچ‍كس آسيبي نرسد آتش زد. در عاشوراي سال بعد يكي از مؤثرترين عناصر تشكيل دهنده راهپيمايي اين روز بود كه پس از راهپيمايي حسين‍ دستگير و روانه زندان مي‍شود. وي كه كوچكترين زنداني سياسي است ماهها شكنجه مي‍شود، اما هيچ سخني نمي‍گويد، پس از آزادي از زندان با تشكيل انجمن اسلامي و جلسه سخنراني جوانان سردرگم را به اسلام و مكتب دعوت مي‍كند.

یادم می آید یک روز در محضر رهبر عالی قدر انقلاب بودم یکی از آقایان سوال کرد:"درباره شهادت حضرت فاطمه(س) بالاخره 75 روز بعد از رحلت صحیح است یا 95؟" رهبر عالی قدر پاسخ واقعا حکیمانه ای دادند.

به گزارش ویژه نامه ایام فاطمیه باشگاه خبرنگاران، فاطمیه سال گذشته حجت الاسلام ادیب یزدی در یکی از سخنرانی های خود در خصوص نظر رهبر انقلاب درباره تاریخ شهادت حضرت زهرا اظهاراتی کرد.

متن زیر بخشی از صحبت های عاشقانه و عارفانه ی شهید ناصریان است که درباره ی خانم فاطمه ی زهرا (س) عنوان شده است:

«از مادرم فاطمه ی زهرا (س)،از بهترین مادر دنیا صحبت کردن،برایم مشکل است.زهرا زهرا زهرا یا زهرا.زهرا مادر پهلو شکسته ی ماست.مادری که برای خدا زیست و همه زندگی اش جلوه ای خدایی است.مادری که از هرچه تجمل و زینت آلات به دور بود.

مادری که علی رغم همه ی داشتن ها،خود را از رفاه مادری محروم می کرد.مادری که هرچه داشت،ایثار می کرد.صائم بود و خستگی ناپذیر،مادری الگوست برای همه ی مادران و زنان عالم و نتها زنی بود که هم کفو با امام علی (ع) بود وعلی (ع) نیز تنها مردی بود که هم کفو با زهرا(س) بود.

قبل از اینکه به اینجا (جبهه) بیایم، کم می شناختمش و با هم میانه ای نداشتیم. در یکی از دعا های توسل،شبی از ده شب اول آمدنم،بر پا شده بود،یک مرتبه احساس کردم انگار میان من و زهرا (س) حجابی نیست.من او را نمی دیدم، اما انگار او حرف هایم را می شنید و من هم پشت سر هم با او حرف می زدم و درد دل می کردم و این برنامه شب های بعد هم در دعا های توسل و در خلوت بیابان ها ادامه داشت.

هر موقع مشکلی دارم که حل نمی شود،به سراغش می روم.

اگر خالص شویم و تزکیه پیدا کنیم«ان شاءالله»،توسل به حضرت زهرا(س) سریع الاجابه است.

شهیداصغر(بوذر جمهر)صادقی یکی دیگر از شهدای خطه دلاورخیز سمیرم است ، او فرزند کشاورزی زحمتکش و با صفا بود ، در دوران طفولیت بیمار شد و با تضرع و دعای والدینش خداوند او را شفا داد گویی عمر او را طولانی تر کرد تا حماسه جاوید کربلای پنج را از خود باقی بگذارد اصغر در تمامی طول تحصیل در سمیرم تا مقطع دیپلم در کشاورزی به پدر خود کمک می کرد .

با شروع آشوب گروهک های وابسته در کردستان علیه انقلاب اسلامی ،اصغر صادقی که در طول پیروزی انقلاب زحمات زیادی را متقبل شده بود به دفاع از انقلاب اسلامی برخاست وبه کردستان رفت .او در طول مدت پنج سال که در کردستان بود رشادت ها و فداکاری های بی نظیر از خود به یادگار گذاشت .

شب قبل از رفتن شهید کلاهدوز برای عملیات ثامن الائمه (ع) به جنوب بود که از یک سفری که با اعضای شورای فرمتندهی سپاه داشتیم،برمی گشتیم.دیر وقت بود،همه به منزل بنده آمدند و شب را به دلیل خسته گی همان جا خوابیدند.

من خوابم نمی برد.نیمه های شب متوجه شدم که شهید کلاهدوز برخواست و پس از گرفتن وضو مشغول خواندن نماز شب شد.حالات روحانی که اودر آن شب در مقابل خدا داشت وراز ونیازی که می کرد،برایم شگفت آور بود و آن حالت مناجاتی که اودر نیمه شب و در یک گوشه ی اتاق با خدا داشت هیچ گاه از ذهنم بیرون نمی رود.

روز بعد،از کلاهدوز سوال کردم که«چند وقت نماز شب می خونی؟»او جواب سوال مرا نمی داد،اما بعد عنوان کرد:«ما خیلی بدهکاری به خدا داریم،مگه اینکه این نماز شب ها اونارو کم کنه،علاوه بر این،مگه چقدر زنده هستیم و میمونیم که این مدت رو هم در حال خواب به سر ببریم.»

محسن رفیق دوست

منبع:حکایت فرزندان فاطمه1

شهید میر حسینی جانشین فرمانده ی لشکر 41ثارالله و مرد شماره ی 2 یگان رزمی جنوب شرقی ایران اسلامی بود.با این مقدمه،مطلبی را از قول یکی از بسیجی هایی که تازه به جبهه آمده بود،می خوانیم:

جلوی در دژبانی منتظر ماشینی بودم تا با آن به اهواز بروم.خیلی معطل شدم،بالاخره یک ماشین آمد.از دور دیدم ماشین میر حسینی است که نزدیک دژبانی شده،حالم گرفته شد،بعد از این همه معطلی ،تازه میر حسینی آمده بود.به خودم گفتم:«جانشین لشکر که تورو به اهئاز نمی بره،بی خودی دست بلند نکن.»

ماشین میر حسینی آمد و از جلوی من رد شد.پس از چند لحظه صدای بوق شنیدم،برگشتم،دیدم میرحسینی است که بوق میزند.اول فکر نمی کردم با من باشد،اما او باصدای بلند گفت:«کجا میری اخوی؟»گفتم:«اهواز،میروم اهواز.»گفت:«سریع بیا بالا.» با خوشحالی و تعجب سوار شدم.

وقتی به شهید رجائی گفته شد که چه پیامی برای پاسداران دارید،گفت))حقیقت امر این است که من قابل اینکه برای آنها پیام بدهم،نیستم؛برای اینکه آنها از جان خود سرمایه گذاری می کنند،ما اینجا پشت میز نشسته ایم و روزی 20بار بهمون خسته نباشید می گویند،یک نفر نیست که به آنها بگوید خسته نباشید.

من فکر می کنم پیش از اینکه من به آنها پیامی بدهم،لازم است که گوش هایم را برای شنیدن پیام آنها آماده کنم،چون آنها خونشان را می دهند و این برایشان ایجاد حق می کند که نه تنها به ما پیام بدهند،بلکه فرمان هم بدهند.

من فکر می کنم فرمان آن ها این است که ما به خاطر اسلام و انقلاب شهید می شویم و انقلاب ما،انقلاب اسلامی است.

کسانی که مباشرت امور را دارند،مراقب باشد که خط اصلی انقلاب گم نشود و پیام من به آن ها این است که تعهد میکنم تا آنجایی که در توانم هست و خداوند توفیق بدهد،از خون آنها پاسداری کنم.))

اسمش شهید مالک اشتر اذری

محل شهادت:ماووت  تاریخ شهادت:66.4.14

خیلی دوسش دارم .......

هرچقدر می رفتم سر مزارشو ازش تمنا میکردم که یکبار هم که شده بیاد تو خوابم نمیومد هرشب با هزار امیدو ارزو صداش میکردمو به عکسش خیره میشدم تا خوابم ببره.....

روزهام با این ارزو طی شد.......

انگاری چیزی ازم میخواست.........ترک گناه..........گناه هایی که شاید بی توجه بهشون  طی میکردمو ابایی نداشتم .توی یه مرحله ای بهم فهموند اشتباه کارم کجاست...

با ترک اونها کم کم نور وجودیشو تو خواب بهم نشون داد....

 اونها فقط ازمون گناه نکردنو میخوان. انقد دوستمون دارند که نمیخوان عاقبتمون بخیر نشه.....پس یادمون باشه تو روزمرگی هامون شهدا رو فراموش نکنیم

بیاد همه ی شهدای اسلام صوات


4a6c868f-c9ec-49d2-9b03-f1587347e755

بازیگر آمریکایی که اخیرا مسلمان شد، در واکنش به تردیدافکنی‌ها درباره مسلمان شدنش، بار دیگر بر ذکر شهادتین خود تاکید کرد و گفت: من قلب خود را تسلیم الله کرده‌ام.


به گزارش راسخون، “شان استون”، بازیگر آمریکایی که اخیرا به ایران سفر کرده بود، با اعلام خبر پذیرش اسلام و انتخاب نام علی به عنوان نام اسلامی خود، در رسانه‌های داخل و حتی خارج خبرساز شد.
این خبر با واکنش و هجمه رسانه‌های خارجی مواجه شد تا اینکه بتوانند به نحوی این موضوع را زیر سوال برده و آن را به حاشیه بکشانند.

آمار وبلاگ
قالب وبلاگ
قالب بلاگفا
سلام